قانون جاذبه و گدا کاسه

[ad_1]

هنگامی که یک گدا مجموعه تا یک نقطه در پیاده رو, شما همیشه پیدا کردن یک کاسه یک کلاه و یا برخی دیگر از ظرف در مقابل آنها. که خیلی از افراد می توانید کمک های مالی خود را impersonally بدون نیاز به آن را انجام دهد دست به دست. این کاسه ایجاد فاصله عاطفی بین فرد و یکی از دریافت.

گدا تمایل به منفعل نشسته در کنار خیابان در حال انتظار برای شما را به اطلاع آنها در حال انتظار برای شما بی مطالعه همدردی در حال انتظار برای شما را به هر آنچه که شما تصمیم مناسب است. در انتظار زندگی اتفاق می افتد به آنها.

Panhandlers از سوی دیگر یک نژاد های مختلف چون آنها فعال تر نشان دهد و ابتکار عمل بیشتر. آنها تخصص در گرفتن نزدیک و شخصی. اقدام مستقیم و بدون انتظار. آنها به شما نگاه مستقیم در چشم به آنها بگویید که شما را غمگین داستان بیدار همدردی خود را و از آنها بخواهید برای پول خود را. و آنها را قبول کمک های خود را به طور مستقیم از خود را دست راست را به ایشان… بدون گدا کاسه و نه قلع جام برای آنها. Panhandlers اگر آنها هر گونه خوب در همه را در پول بسیار بیشتر از گدا حتی اگر از لحاظ فنی آنها هر دو گدا.

در دهه هشتاد یا من به یاد داشته باشید خواندن در مورد یک مرد Omar که تدریس سمینارها برای panhandlers. ستاره او دانشجویی بود که یک بانوی جوان در اوایل بیست سالگی. او کوچک بود نگاه کرد حدود 14 و آویزان در اطراف فرودگاه است. او تخصص نزدیک شد زوج مسن تر و متقاعد کردن آنها است که او می خواهم فرار از خانه و فقط نیاز به $50 یا 100 دلار به بازگشت به خانه به پدر و مادر خود را. اکثر مردم نوع دل و دختر در آوردن شش چهره از یک سال فقط panhandling.

پس چه نقطه من در اینجا ؟

فقط این — التماس دقیقا مانند هر روش دیگر از طریق گرفتن زندگی است. کسانی هستند که ترجیح می دهند به منفعلانه صبر و کسانی هستند که بیرون بروید و بخواهید به طور مستقیم و برای آنها چه می خواهند. تفاوت در اثر بین این دو رویکرد است.

اگر شما بیشتر مرسوم فکر شما احتمالا انتخاب چیزی غیر از گدایی (یا panhandling). شما احتمالا کار یک کار و یا اجرای یک کسب و کار اما همان تفاوت اعمال می شود. کسانی که منتظر “چیزی اتفاق می افتد” دریافت باقی مانده در حالی که “بروید و از آنها بخواهید برای آن” مردم همیشه در پایان با سهم شیر از این موضوعات است.

و به ارمغان می آورد که ما به قانون جاذبه است.

دوستان یک بار انتقاد کرد: “که جاذبه مسائل چیزی جز لباس پوشیدن تا گدایی. به جای نشستن با یک کاسه در پیاده رو نشسته اید خودتان را در مقابل جهان و امید شما می خواهید چیزی به شما تحویل داده به صورت رایگان چیزی است که شما کار نمی کند برای کسب نیست و سزاوار نیست.”

خوب دوست من کاملا اشتباه چه جاذبه کار مورد است. آن را گدایی-و آن را panhandling یا — اما او درست در مورد یک چیز است. نگرش التماس کاملا روش اشتباه است.

من به یاد داشته باشید گوش دادن به نماز ارائه شده توسط بزرگسالان زمانی که جوان بودم و یاد گرفتم خیلی زود است که دادخواست یک قدرت بالاتر برای کمک همیشه باید به شکل گدایی.

  • لطفا به من _____
  • لطفا stop _____
  • لطفا به من کمک stop _____
  • لطفا اجازه ندهید _____ do _____

گاهی اوقات ما می خواهم به ارائه برخی از نوع از تجارت است. “اگر شما _ _ _ _ _ _ _ پس من هرگز دوباره (یا همیشه) _______.”

از این همه التماس و دادوستد نشان می دهد در مجموع سوء تفاهم از چه جاذبه کار (یا دعا) است.

سوء تفاهم است که قدرت تغییر حوادث و شرایط است که “وجود دارد” در جایی. آن را نمی. که قدرت ذاتی در درون خودمان است. آن را ما به فرمان.

نه ما به التماس اما به فرمان.

نیست ما شنیده می شود دوباره و دوباره است که آنچه ما می خواهیم این است که در حال حاضر در وجود (در قلمرو کوانتومی بالقوه)? یا که دعاهای ما پاسخ داده می شود قبل از ما حتی بپرسم ؟ خوب در هر صورت ما قبول است که یا ما نمی. و اگر ما را پس از آن ما در حال حاضر می دانیم که همه در آن طول می کشد را به آنچه مورد نظر ما به وجود ما در زندگی این است که به تمرکز بر روی آن به وضوح و مداوم و بدون شک و تردید یا نگرانی. و التماس مطلق بدترین راه برای انجام آن است.

حقیقت این است که ما صاحب همه است که ما تصور کنید. ما صاحب همه چیز مورد نظر ما در حال حاضر حتی قبل از آن به وجود می آید. هنگامی که شما یک بچه بودند و شما رو گرسنه آیا شما رفتن به یخچال و فریزر ایستاده و به دنبال آن مشتاقانه به امید کسی که خود را ببینید پریشانی و دست شما چیزی ؟ و یا شما فقط راه رفتن بیش از باز کردن درب و گرفتن آنچه شما می خواهید به خوردن ؟

که مواد غذایی شما بود و شما به هر حال حق به خودتان کمک کنید.

شما انتظار می رود برای استفاده از قضاوت خوب در نوع و مقدار غذایی که می خوردند اما از آن مال تو بود.

به همین ترتیب تمام مقدار زیادی از قلمرو کوانتومی است که بیش از حد شماست. آن را با شما به نام و.

در واقع یک راه خوب برای از دست دادن که “گدایی” ذهنیت این است که همیشه فکر می کنم از جاذبه خود را کار به عنوان “پذیرش” آنچه در حال حاضر وجود دارد در صورت بالقوه — پذیرش آنچه در حال حاضر شما.

بنابراین دفعه بعد شما آیا قانون جاذبه کار به وضوح وضوح توصیف آنچه مورد نظر شما پس از آن می دانم که آن را در حال حاضر وجود دارد آن را در حال حاضر نام خود را در آن و آن را آماده برای شما به سادگی آن را قبول کند (که چیزی است که به ارمغان می آورد آن را از قلمرو کوانتومی به “فیزیکی” قلمرو.

که نگرش پذیرش آنچه در حال حاضر وجود دارد به شما می دهد مقدار قدرت بیشتر و کنترل از راه یک گدا کاسه.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *