فیلم “زن زیبا” و قانون جاذبه

[ad_1]

زن زیبا است این فیلم ساخته شده است که درخشان جولیا رابرتز معروف است. آن است که بسیار عالی فیلم به بحث در مورد قانون جاذبه است. چه بر گسترش می یابد و همه چیز می آید که به ما جذب از طریق احساسات ما و یا اغلب به نام لرزش ما. جولیا نقش ویویان یک زن است که prostituting را به اندازه کافی پول برای پرداخت صورتحساب خود. او زندگی می کند با کیت دیگری است. از سمت راست شروع فیلم روشن است که ویویان می خواهد بیشتر در زندگی خود.

مفهوم مایل جدایی ناپذیر است و به آموزه های قانون جاذبه است. همه چیز را که ما می خواهیم (و یا درخواست) است که همیشه داده شده بپرسید و آن داده شده است. به منظور دریافت که ما بخواهید ما باید به بالا و احساسات مثبت و اعتماد و می دانیم که از آن بیرون خواهد آمد.

در آغاز کیت فقط با استفاده از خود را اجاره پول به پرداخت یک دلال محبت و ویویان خشمگین است. زمانی که ویویان مواجه کیت کیت می گوید: “نمی تحریک من” ویویان در پاسخ گفت: عصبانیت “تحریک شما را تحریک شما من فقط دیدم یک دختر گرفته شده از یک زباله دانی آیا شما نمی خواهید به از اینجا دریافت کنید! این مجموعه مخاطبان دانستن است که او معتقد است که خیلی بیشتر وجود دارد برای خودش در زندگی است که او در حال حاضر وضعیت موقتی است و در ذهن او.

Edward Lewis (Richard Gere) است ناراضی بسیار غنی است که به او می گوید “screwing” مردم برای پول است. او معرفی شده است با داشتن یک زمان خوب در حزب خود. او تصمیم می گیرد به ترک در وکیل خود و بازگشت به هتل خود را. به عنوان او در حال رانندگی گذشته نقطه ای که در آن ویویان و کیت hustling آن شب او است که با داشتن مشکل رانندگی لوتوس عالی که او وام گرفته است. ویویان فقط اتفاق می افتد به می دانم که بسیاری در مورد اتومبیل و او به عنوان او نزدیک به درخواست او را به عنوان یک مشتری به او ارائه می دهد برای نشان دادن ادوارد راه به هتل خود را برای $20. یکی می توانید ببینید او fiesty طبیعت در این ارز است. او دارای اعتماد به نفس است که قوی و با او صحبت می کند با وضوح.

ادوارد دعوت او را به خود پنت هاوس سوئیت. در ابتدا او فقط رفتن را به ماندن یک ساعت پس از آن شب و پس از آن ادوارد او را دعوت به صرف روز با او برای $3000. “من به شما پرداخت می شود در من “اشاره تماس” برای کل هفته او اعلام کرد. برای هر دوی آنها این است که یک کسب و کار سرمایه گذاری. خود رابطه عاشقانه شروع می شود از اول شب.

اولین شب با هم ادوارد با این نسخهها کار در تمام طول شب. در صبح ویویان می گوید:”شما نمی شما نمی نوشند شما مواد مخدر نمی, چه چیزی شما را ادوارد ؟ “چه چیزی شما را انجام دهید ؟” او می پرسد. “من خرید شرکت ها و فروش آنها, پس از آن من شکستن این شرکت تا به قطعات و آنها را به فروش قطعات ، بخش هایی از یک شرکت به ارزش بیش از کل.” ویویان پس از آن نظر که او در واقع فروش نیست هر چیزی و یا هر چیزی. این شروع می شود این فرایند را برای ادوارد بودن آگاه تر از آنچه که او در واقع می کند. آن را ایجاد یک ناهماهنگی در داخل بود که مشهود است قبل از. که در آن به معنی برای او در آنچه او می کند ؟

ویویان ورود به دنیای ثروت و چیزهای زیبا است که او مایل است آغاز می شود. او پول داده می شود تا توسط ادوارد به خرید لباس و طلا و جواهر است که تبدیل به حتی بیشتر زن زرق و برق دار. تمام هفته پر از فعالیت است که مردم تنها با پول لذت ببرید. او به سهولت به وفور به وضوح نشان می دهد که او در حال حاضر شاهد بوده خودش را به عنوان فراوان است. شده است بخشی از طرح خود را برای مدت زمان طولانی.

به درک که چیزی هرگز فقط جلو آمده را به یک تجربه است “آشکار شدن” در حالی که در ذهن و احساسات است. این است چگونه قانون جاذبه کار می کند, همه چیز در ایجاد تصور اول قبل از آن را نشان میدهد.

در آغاز, بارنی, هتل, مدیر, می بیند ویویان راه رفتن را از طریق هتل لباس به عنوان یک زن روسپی است. او خواستار او را به دفتر خود را به مورد مداقه قرار دادن او را برای “رفتار نامناسب.” او باعث سرخوردگی او در طول این جلسه از آنجا که او تنها شده است را تکذیب کرد خدمات در برخی از فروشگاه های لباس به دلیل اینکه او چگونه لباس می پوشد. در حال نقل مکان کرد و با پریشانی او دوست خوب, Bridget, که با این نسخهها کار در پوشاک زنانه فروشگاه. بریجت است که نوع و شل ویویان او به عنوان کمک او را در زیبایی بیرونی تغییر و تحول است.

به عنوان یک بیننده از دیدن ویویان تحول اتفاق می افتد به سرعت نشاط آور است. این نشان می دهد که اعتماد به نفس و عزت نفس خود می پرورانند.

Edward Lewis’ غیر اخلاقی و نامهربان شیوه های کسب و کار نشان می دهد خود را در شام با آقای موریس و نوه اش دوید. موریس یکی دیگر از کسب و کار است و مشکل مالی شده و به فروش شرکت خود را حتی اگر او نمی خواهند به اجازه دهید آن را برو. آقای موریس و دیوید هر دو به طور ناگهانی ترک شام را زود از آنجا که آنها بسیار ناراحت با ادوارد شیوه از پاره کردن شرکت ها و فروش قطعات و عمدتا تکبر.

بعد از آن شب ویویان می گوید: “من فکر می کنم شما مانند آقای موریس.” او شروع به تبدیل شدن به وجدان خود. ادوارد است و بدیهی است که احساس خوب در مورد کار خود را چرا که او سریع به اخراج او. او در پاسخ, حقیقت این است, آن است که واقعا کاملا بی ربط که آیا من می خواهم این مرد یا نه, من نمی خواهد اجازه دهید خودم را از نظر احساسی درگیر در کسب و کار اصرار ادوارد”

ویویان سهام “زمانی که من با یک مرد من تنها بماند بی حس من درگیر می کنید……من اصلا احساسی هنگامی که من تبدیل حقه من نیست بوسه بر دهان. زمانی که من با یک پسر من مانند یک ربات من فقط آن را انجام دهد.”

ادوارد پاسخ, “من و شما چنین موجودات مشابه ویویان ما هر دو پیچ مردم برای پول است.” تحقق خود را که او را به خود جلب کرده کسی که با شبیه لرزش روشن است. همچنین نارضایتی خود را در مورد کسی که او را افزایش می دهد. ادوارد تحول و خواسته های جدید آغاز می شود به عنوان ویویان افزایش خود آگاهی از آنچه او می کند برای پول واضح است که شروع به مشکل او. و همچنین محبت خود را برای ویویان در حال تبدیل شدن به قوی تر.

یک شب در یک پولو صورتی که او طول می کشد ویویان به ادوارد به پایان می رسد تا گفتن Stucky وکیل او که ویویان یک مکان. Stucky باعث می شود بسیار نامهربان سخن گفتن به ویویان زمانی که آنها به تنهایی و ویویان خشمگین است با ادوارد. خشم خود را طراوت و توانمند سازی برای او و در اینجا ادوارد متوجه می شود که او در حال عبور از یک خط است که غیر قابل قبول است. درست قبل از او در مورد رفتن به آسانسور به ترک آپارتمان او می آید و معذرت خواهی به او وعده هرگز به چیزی شبیه به این انجام دوباره اعتراف “آن را احمقانه و بی رحمانه است. او همچنین اذعان می کند او حسادت او صحبت کردن با دیوید موریس.”

“شما به من صدمه دیده است نیست دوباره آن را انجام دهد” او بصورتی پایدار و محکم متحده است. پس از این برخورد آنها شروع به دست آوردن یک مقدار درک بهتر از یکدیگر و عشق خود را شروع به شکوفه. ویویان سهام چگونه او را به عنوان یک مکان ها و نظرات است که “اگر مردم قرار داده و شما را به اندازه کافی, شما شروع به آن اعتقاد دارند.” او در پاسخ,”من فکر می کنم شما بسیار روشن و بسیار ویژه است.”

بدیهی است که هر دو آنها درخواست شده است برای یک رابطه عشق از اهمیت زیادی چون آنها را به خود جلب هر یک از دیگر. آن را سرگرم کننده به تماشای آشکار از عشق خود را. من دوست دارم طنز مخلوط با محبت است که نمایش داده می شود.

ادوارد شروع به نرم کردن به که او واقعا در پشت کسب و کار دشوار انسان نما. او شروع به بازی و تفریح بود نور و سقوط در عشق با ویویان. و در کسب و کار بعدی جلسه با آقای موریس او او را دعوت به رفتن به کسب و کار با هم و ساخت کشتی با او. “من می دانم که دیگر مایل به خرید شرکت خود را و آن را از هم جدا و من خودم در قلمرو ناآشنا من می خواهم به شما کمک کند!” آقای موریس می گوید: “من به شما افتخار” که ادوارد پاسخ با تشکر از شما.”

روشن است که ادوارد در حال حرکت است و به خود واقعی خود را دوستدار و مهربان و قدرتمند او واقعا است. ویویان الهام بخش او را به محبت خود را. روز قبل از معامله است تا ادوارد می گوید: “من واقعا می خواهم برای دیدن شما دوباره. من مرتب به یک آپارتمان و یک ماشین و پول و هر تعداد از چیزهای دیگر مرتب برای شما.” پس از آن که ویویان می رسد وضوح و سهام رویای خود را از آنچه در آن است که او واقعا می خواهد. “من می خواهم به دوست توسط یک شاهزاده خوش تیپ, من می خواهم تمام بسته, خانه, حصار دستک سفید, شوهر, همه چیز. او متوجه می شود که او نمی خواهد حل و فصل کمتر از تمام رویا.

در گفتگو با کیت که به هتل آمد او کیت متوجه می شود که او در عشق با کاهش یافته ادوارد. در گفتگو با تنها کسی که آنها فکر می کنم که آن را به طور کامل کار می کرد برای “سیندرلا”. آنها هر دو به خنده. در آخرین صحنه ویویان می گوید به ادوارد “شما به من واقعا خوب ارائه دهد و در حال حاضر همه چیز تغییر کرده است شما را تغییر داد و در حال حاضر من می خواهم بیشتر است.” ادوارد پاسخ “من می دانم که در مورد تمایل بیشتر من اختراع مفهوم است. سوال این است که چگونه خیلی بیشتر است.” ویویان می گوید: “من می خواهم به افسانه است.”

ادوارد می گوید: “غیر ممکن است روابط است.” ویویان برگ به او گفت: “من فکر می کنم شما یک مقدار زیادی از هدایای ویژه.” این یک لحظه فوق العاده که در آن یکی متوجه می شود که حتی اگر او تمام پول آن چیزی است که واقعا مهم است. این چیزی است که به ارمغان می آورد شادی واقعی و شادی است.

زمانی که ادوارد می شود محور به فرودگاه با همان راننده که سوار ویویان خانه روز قبل از او به پایان می رسد تا توقف برای خرید گل و سپس می پرسد راننده برای رفتن به ویویان را با اپرا موسیقی وافغان در پس زمینه. ویویان می شنود موسیقی و به عنوان ادوارد صعود تا پله های شیب دار به آپارتمان خود با گل در دهان او و می گوید: “پس از آنچه اتفاق افتاده است او پس از صعود برج و او او را نجات داد” او پاسخ “او نجات او حق است.” ابراز خود و اعتماد به نفس و احساس توانمندی و وضوح در مورد آنچه که دقیقا این است که او می خواهد, داشتن شده است حاضر به از دست دادن آن همه با ادوارد اگر تمام رویا بود و نه در محل.

دو نفر در حال حاضر در تراز با منبع انرژی و عمیق ترین خواسته. هر دو جولیا رابرتز و ریچارد گی یر انجام یک کار فوق العاده در این فیلم است. خود اقدام نفیس است. قانون جاذبه است که روند مورد نظر برای رسیدن به آن است که می خواستم و سپس خواستار آن جلو با افکار و احساسات ما تا زمانی که آن را احساس می کند حق عمل از الهام بخش است. من لذت در چگونه سازندگان این فیلم در اینجا ایجاد کرده اند مانند یک داستان بزرگ.

[ad_2]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *